واژگان لري در آثار احمد محمود
زبان داستان هاي محمود از منظر استفاده از واژگان ، تركيبات و اصطلاحات بومي داراي تنوع است. خوزستان داراي چند گويش متفاوت است كه از آن ميان گويش لري و زبان عربي رواج بيشتري دارند. تركيبات واصطلاحات فرنگي و انگليسي نيز به واسطه استعمار انگليس در بين ساكنان اين خطه شنيده مي شود؛ استفاده از اين زبان آميخته خاص محمود تنها نيست؛ بلكه در آثار داستاني ديگر نويسندگان جنوب نيز ديده مي شود. در اين جا به بررسي واژگان لری داستانهاي محمود مي پردازيم.
چنانکه می دانیم احمد محمود اصالتاً دزفولي است و شهر دزفول از شهرهاي لرنشين استان خوزستان مي باشد كه بيشتر آنها از لرهاي بختياري مي باشند. دكتر امان الهي بهاروند، در كتاب «قوم لر» مي نويسد: « شهرستان دزفول يكي از مراكز،عمده ي بختياري نشين مي باشد و بختياري ها به ويژه در دهستانهاي ميان كوه، سردشت،ليوس وشهي سكونت دارند. فزون بر اين بختياري ها در دهات دهستان مركزي نيز پراكنده اند. »، بعلاوه اينكه محمود مدتها در روستاهاي استان لرستان بعنوان مامور دولت در كار ايجاد شركت تعاوني هاي روستايي انجام وظيفه كرده است؛ بنابراين محمود با داشتن گنجينه اي از واژگان لري در مواردي ضروري از آنها استفاده كرده است، بويژه وقتي از كارگران و شخصيت هاي روستايي سخن مي گويد، از آوردن اينگونه لغات هيچ ابايي ندارد.درعين حال بايد اذعان كرد كه محمود به اندازه ي امين فقيري و محمود دولت آبادي از واژگان بومي استفاده نكرده است.
در اينجا به واژگان گويش لري، كه محمود آنها را درضمن داستان هايش آورده اشاره مي كنيم.
قاصدم كموتري شو رفت و نه ئومه ندونم گرفتنش يا شاهين وش در ئومه
كموتر
دكتر خانلري، براي اين نوع دگرگوني واكي واژه هاي فريباندن
شو
ئومه
ندونم
وش
در پسين خراب يارئومه به يادم حرمت آفتونشين تو بده مرادم
پسين
ئومه
آفتو
بال
خرسك لري
كوت
كرته
لتك
سي
غربت