به نام خدا
امروز در گاهنامه ی قلوب ایلاتی ها آسمانی شدن مردی سپارش شده است که هیچ گاه زمینی نبود.
آسمانی شدن محمد بهمن بیگی حقیقی ترین افسانه و اسطوره ی ایل. همو که به حرمت لالایی های
قره قاج خواب نوشین فرنگ و واشنگتن را بر نتابید و به عشق بخارایش از آن دیار بی یار به ایل پر بهار
پرواز کرد. او که تیز بال تر از شاهین ها افق انسانیت و شرف را در نوردید و معلمی را در قاموس چشمه
ها معنا کرد.بهمن بیگی هنوز هست و چشمان خمار آهو های چاه مارو و کبک های دری قله های کمانه
و دراج های قره قاج به شکوهش مینگرند و زلالی دست هایش را چشمه ها حس می کنند و عطر
حضورش را چویل ها میبویند. به اجاقت قسم تو ماه آسمان بخاریی تو هستی اما زمینی نیستی
هرگز نمیرد آن که دلش زنده شد به عشق ثبت است بر جریده ی عالم دوام ما